تبليغاتX
خدایی

خدایی

آمده ام خدایی کنم

باور کن

بنام خدای بزرگ، بنام خدای خودم و بنام خدای تو

باور کن من خودمم...

نه تغییری، نه جدایی...

به چه جرم این دوری؟

خدایا فاصله ها سخته!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم تیر 1390ساعت 15:44  توسط اکبر فکری  | 

اي بهترين بهانه براي گريستن

بنام خدای بزرگ، بنام خدای خودم و بنام خدای تو

امروز كه داشتم ميومدم توي تاكسي چشم خورد به يه بيلبوردي كه روش نوشته بود

"اي بهترين بهانه براي گريستن"

واقعا امام حسين ما بهانه خوبي براي گريه كردن به خاطر مشكلاتمون، به خاطر درگيريامون، به خاطر روزمرگيامون، به خاطر نداشته هامون، به خاطر كمبودامون و به خاطر هزار چيز ديگه هست....

واقعا امام حسين قيام كرد ما بهانه پيدا كنيم براي گريه كردن؟!!!!

خاك تو سر ما جماعت جاهل كه گذاشتيم امام حسين رو براي ما به اندازه يه بهانه حقير بكنن

و واي بر شما كه اين تنزيلو انجام داديد...........

امامان ما بر گردن ما حقي دارند و من واقعا نميدونم بعنوان يه مسلمون با اين همه جاهليت و گمراهي كه در وجودمان هست چجوري بايد اين دينو بپردازيم...

                                                                                           واي بر ما

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آذر 1389ساعت 10:14  توسط اکبر فکری  | 

غرور و دعا

بنام خدای بزرگ، بنام خدای خودم و بنام خدای تو

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،
آنگاه که کاخ
آرزوهای کسی را ویران می کنی،
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،
آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری ،
آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،
آنگاه که خدا را می بینی و بنده
خدا را نادیده می گیری ،
می خواهم بدانم،
دستانت رابسوی کدام آسمان دراز می کنی تابرای
خوشبختی خودت
دعا کنی؟

سهراب سپهري

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آبان 1389ساعت 9:52  توسط اکبر فکری  | 

آمين

بنام خدای بزرگ، بنام خدای خودم و بنام خدای تو

 

"خدايا عزيزي كه اين مكتوب را ميخواند بر بال آرزوهايش بنشان. بارالها او را درياب در تمامي لحظات، مبادا خسته شود، بيمار شود، بيفتد و يا غم ببيند. دلش را سرشار از شادي كن و بهترين ها را به او عطا كن."

الهي آمين  

اين متنو يكي ازدوستام برام اس ام اس كرد زماني كه اصلا حالم خوب نبود واقعا معجزه كرد و فهميدم كسايي هستن كه براي ما دعا ميكنند و دوستمون دارند. خدايا او و همه بندگانت را از الطاف و نعمات خود بهره مند گردان.

من هم اين متنه زيبارو با اجازه اون عزيز همراه با هزاران شاخه گل  به همه شما عزيزاني كه دوستشون دارم تقديم ميكنم. 

+ نوشته شده در  شنبه سوم مهر 1389ساعت 15:30  توسط اکبر فکری  | 

بخت خفته و دولت بيدار

بنام خدای بزرگ، بنام خدای خودم و بنام خدای تو

 

ماهم آمد به در خانه و من خانه نبودم

خانه گوئی به سرم ریخت چو این قصه شنودم

آن که می خواست برویم در دولت بگشاید

با كه گويم که در خانه به رویش نگشودم

آمد آن دولت بیدار و مرا بخت فروخفت

من که یک عمر شب از دست خیالش نغنودم

آنکه می خواست غبار غمم از دل بزداید

آوخ آوخ که غبار رهش از پا نزدودم

یار سود از شرفم سر به ثریا و دریغا

که به پایش سر تعظیم به شکرانه نسودم

ای نسیم سحر آن شمع شبستان طرب را

گو به سر می رود از آتش هجران تودودم

جان فروشی مرا بین که به هیچش نخرد کس

این شد ای مایه امید ز سودای تو سودم

به غزل رام توان کرد غزالان رمیده

شهریارا غزلی هم به سزایش نسرودم

"شهريار"

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم شهریور 1389ساعت 16:58  توسط اکبر فکری  | 

گمراهی

بنام خدای بزرگ، بنام خدای خودم و بنام خدای تو

 

مشکلی دارم، ز دانشمند مجلس بازپرس

                      توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند؟

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم مرداد 1389ساعت 13:17  توسط اکبر فکری  | 

آرامش

بنام خدای بزرگ، بنام خدای خودم و بنام خدای تو

تا حالا شده به زندگی دیگران غبطه بخورید؟

تا حالا شده به شان اجتماعی که دیگران دارند غبطه بخورید؟

تا حالا شده به دارایی که دیگران دارند غبطه بخورید؟

و خیلی غبطه یا حسرت خوردنهای دیگه ....

مسلما شده یا خواهد شد.

البته غبطه خوردن وقتی خوبه که باعث پیشرفت شما بشه نه باعث در جازدن شما.

ولی یه چیزو همیشه یادتون باشه شما هم یه چیزایی دارید که همونایی که حسرت زندگیشونو میخورید در حسرت یه مثقالشن...

مثل عشق، آرامش، شادی، سلامتی، دوست داشته شدن و خیلی چیزای دیگه.

خدایا ازت ممنونم که مرهمی هستی بر همه مشکلاتمان، آرامشی هستی بر تمام طوفانهای زندگیمان، عشقی هستی بر تمام غمهای زندگیمان و ....

خدایا به خاطر این برکت، نعمت، عشق و از همه مهمتر آرامشی که بر زندگی من جاری ساخته ای بینهایت سپاسگزارتم....

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم اردیبهشت 1389ساعت 10:42  توسط اکبر فکری  | 

برکت وجودی

بنام خدای بزرگ، بنام خدای خودم و بنام خدای تو

برکت یعنی چی؟

فکر میکنی که اصلا چیزی بنام برکت وجود داره؟

آیا برکت فقط یعنی نان؟

و خیلی آیا های دیگر..................

برکت یعنی توجه خدا، برکت یعنی الطاف الهی، برکت یعنی بخشش خداوند و برکت یعنی عشق الهی.

بعضی وقتها آدمهایی تو زندگیمون وارد میشن که چنان نوریو در زندگیمون روشن میکنن که به واسطه وجود آن نور، خداوند برکتشو بر ما نازل میکنه.

چقدر خوبه این آدمهای با برکت تو زندگی ما باشن و ما در کنار اونها به الطاف الهی برسیم، به شرطی که با نادانی خودمان این برکتو از زندگیمون خارج نکنیم.

حالا چرا پروردگار این کارو میکنه؟

چون اونقدر روح این عزیزان معصومه و دلشون پاکه که واسطه خدا برای جاری کردن نعماتش بر ما انسانهاست، واقعا برای آدمای ناشکری مثل ما با بودن این همه نعمت که باز هم در اکثر مواقع سپاسشو به جا نمیاریم، در اشل زمینی باید یه واسطه باشه که این اتفاقات بیفته گرچه در خیلی از موارد اینطور نیست و خداوند بی واسطه عشقو نورشو در زندگی ما جاری میکنه.......

آرزو میکنم که شما هم انسانهای بابرکتی باشید یا حداقل اینجور آدما کنارتون باشن.

خدایا ترا سپاس میگویم برای این انسانهای بابرکت زندگیمان و از تو میخواهم که مرا نیز در این دسته از بندگانت قرار دهی.

نمیترسم بگم آره عاشق توام

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 2:7  توسط اکبر فکری  | 

سپاس

بنام خدای بزرگ، بنام خدای خودم و بنام خدای تو

خدای بزرگ سپاس تورا برای تمام نعماتی که به من دادی...

سپاس تورا به خاطر خانواده خوبی که دارم...

سپاس تورا به خاطر دوستان خوبی که دارم...

سپاس تورا به خاطر سلامتی روحی و جسمی که دارم...

سپاس تورا به خاطر اینکه تنفری از کسی ندارم...

سپاس تورا به خاطر اینکه بندگی تو را میکنم...

سپاس تورا به خاطر اینکه فرصت زندگی کردن به من دادی...

سپاس تورا به خاطر اینکه عشق را در زندگی من جاری کردی...

و سپاس تورا به خاطر اینکه در لحظه های تنهاییم تنهایم نگذاشتی....

خدا جون عاشقتم تو خدای بزرگ منی

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 13:3  توسط اکبر فکری  | 

صبح روز ششم

بنام خدای بزرگ، بنام خدای خودم و بنام خدای تو

زمانی میرسه که احساس میکنی داری با سرعت زیادی به ته خط میرسی، یا رسیدی....

داری رو قسمت نزولی نمودار زندگیت حرکت میکنی.....

خلاصه زمان کنار کشیدنو به خاکی زدنه و هیچ فکری به ذهنت نمیرسه جز اینکه بری تو رختخوابو بگی گور بابای همشون....

آیا این آخرین راهه ممکنه؟

.

.

.

نه، یه مربع در نظر بگیر و 4 راسشو بنامهای ایمان، عشق، نور و برکت آذین کن و بخوان، اونموقع یه منفی توت ضرب میشه و میری روی قسمت صعودی نمودار به سمت قله....

تو که داری این متنو میخونی با توام تو وجودت این 4 تا گوهر هستش به شرطی که بخوانی و جستجو کنیش اونوقت خواهیش یافت تا کارهای بزرگی انجام بدی.

پ.ن1: تو زندگیم خیلیارو ناراحت کردم، از همه بدتر سرشون داد زدم، وای چه کار زشتی... همینجا میگم دوستشون دارم و مطمئن باشند خودم بعدش تا ساعتها غمگینم که چرا اینکارو کردم.

پ.ن2: روز 6 این ماه تولد یکی از دوستام بود که خیلی دوسش دارم این پستو تقدیم اون میکنم.

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم فروردین 1389ساعت 1:7  توسط اکبر فکری  |